على اصغر شميم

486

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

« هركس را به دست مىآوردند ، اول او را غارت و لخت مىكردند و سپس يا كشته و يا اقلا مجروح مىنمودند . كار بىرحمى و شقاوت را به جايى رسانيدند كه جوان بىگناه عنايت نامى را كشتند . هنوز جان داشت كه چشم‌هايش را از حدقه بيرون آوردند و تن بىگناه او را به يكى از درخت‌هاى ميدان آويختند » . ادوارد براون دو نامه را به عنوان دو سند معتبر درباره‌ى حادثه‌ى ميدان توپخانه در كتاب خود آورده كه نقل هردو را اين‌جا لازم مىدانيم . زيرا حاوى نكات مهم و قابل درج در تاريخ انقلاب بزرگ ايران است . سند اول را براون زير عنوان اخطاريه درج كرده و آن را به يكى از انجمن‌هاى مليون و آزاديخواهان نسبت داده و آن اخطاريه چنين است : « گويا اعليحضرت شاهنشاهى فراموش كرده است كه رسيدن به تاج و تختش جز دو تلگرام از دو خط و احضارش به پايتخت پايه‌اى ديگر نداشته و او از مادر با ديهيم شاهى و خانم ملك زاييده نشده ، و قباله‌ى سلطنت مطلقه از آسمان و خداى جهان در دست نداشته ، يقينا اگر لحظه‌اى به انديشه فرو مىشد كه اين پادشاهى تنها بستگى به پذيرش يا روگردانى ملت دارد ، و كسانى كه او را بدين جايگاه بلند گزيده و به شاهى شناخته‌اند ، به برداشتن و گزيدن ديگرى به جايش توانا هستند ، هرگز راه راست و عدالت و رعايت مقتضيات سلطنت مشروطه انحراف نمىورزيد . يا شايد به مطالب فوق الذكر چندان توجه نداشته و بر خطاى مردم كه هنوز واقف به حقوق خود در برانداختن او و گزيدن ديگرى نيستند ، اعتماد دارد » . « ما نيكخواهان اين ملت و سلطنت ، نگهبانان مقام دين و مقام و دولت و پشتيبانان تاج و تخت پادشاهى ، با كمال احترام اين آخرين اتمام حجت را تقديم و بدين‌وسيله از خودمان و ملت و تشكيلاتمان هرگونه مسئوليت را سلب مىنماييم » . سند دوم نامه‌اى است كه براون آن را به شاپشال روسى نسبت داده و درباره‌ى چگونگى تهيه‌ى پول براى دادن مزد و پاداش به تبهكاران واقعه‌ى توپخانه ، نوشته شده و براون از آن نامه استفاده كرده چنين مىنويسد : « سياهه چيزهايى است كه به رسم گروگان به واسطه‌ى شاپشال خان ، از طرف اعليحضرت ( به توسط لوطىباشى دلقك دربار ) به بانك استقراضى روس در تهران برده شده و در برابر شصت هزار تومان وام گرفته‌اند كه به مصرف پذيرايى ، نوشابه و هزينه‌هاى ديگر از قبيل مزد